|
vampire
| ||
|
دوکسای گلم میخوام یه کایپ ازمسافرتد دیمن والینا به پاریس بذارم ...
حالشششششو ببرین...ازسایتhttp://damon-stefan.blogfa.com [ پنجشنبه یکم تیر 1391 ] [ 20:59 ] [ melika ]
سلااااااااام به دوکسای گلم...من یه مدت نبودم که اپ کنم اما الان برگشتم تاحسسسسسسسسسسسسابی مطلب بذارم الان میخوام بیوگرافی دیمن روبذارم ادامه مطلب [ پنجشنبه یکم تیر 1391 ] [ 20:15 ] [ melika ]
خوب دوستان عزیزم میخوام امروز این پست رو به پاول ویسلی(استفن)اختصاص بدم
پل ویسلی (به انگلیسی: Paul Wesley) متولد شده با نام پل واسیلوسکی (به انگلیسی: Paul Wasilewski) (زاده ۲۳ جولای ۱۹۸۲) یک بازیگر آمریکایی است. یکی از شناخته شدهترین نقشهایش نقش استفن سالواتوره در سریال خاطرات خونآشام ساخت شبکهٔ تلویزیونی سی دابلیو است که همین منجر به دریافت جوایزی از جشنوارههای مختلف شد. ادامه مطلب [ پنجشنبه یازدهم خرداد 1391 ] [ 15:15 ] [ melika ]
سلام به دوستای گلم
ادامه مطلب [ چهارشنبه سوم خرداد 1391 ] [ 14:32 ] [ melika ]
خببببببببب..میخوام چندتاعکس ازجاستین جونم بذارم که عسیس دلمه
برین بقیشو ببینین..نظریادتون نره ها
ادامه مطلب [ سه شنبه دوم خرداد 1391 ] [ 14:45 ] [ melika ]
واااااااای ...سلام به همتون خوبین؟من که مشغول درسام هستم تا ترمامو پاس کنم![]() حالا اونارو که بیخیلش ازبس این الیناخیانت کاره...دلم میخواد خفش کننننننننننم یکم باید بره ازکرولاین جونم یاد بگیره.. مامان.. خب میخوام برم اینورانورهم سز بزنم..دوووستون دالم.بای [ سه شنبه دوم خرداد 1391 ] [ 14:22 ] [ melika ]
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() جالبه...حالا میخوام اسم دوستاموباحالت های مختلف بنویسم
اخریشم خودم بودم [ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 19:47 ] [ melika ]
سلام...خب فصل امتحانا واسه دانشگاهیاودبیرستانیا شروع شده بیخیلش بابا..میخوام چندتا عکس از سریال ومپایربذارم که تازگیا فصل3 اش تموم شده..اول استفن جووووووووونم ودیمن جون می ذارم:-*
نظرم یادتون نره هاااااا.... ادامه مطلب [ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 19:7 ] [ melika ]
خدایا!کفرنمی گویم پریشانم..چه می خواهی توازجانم؟مرا بی انکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خدایا!اگرروزی زعرش خود به زیر ایی،لباس نقره پوشی،غرورت رابرای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی وشب اهسته وخسته،تهی دست و زبان بسته به سوی خانه بازایی،زمین و اسمان را کفر می گویی. خداوندا!اگردرروزگرماخیز تابستان تنت برسایه ی دیواربگشایی،لبت برکاسه مس بگذاری وقدری ان طرف تر امارت های مرمرین بینی واعصابت برای سکه ای این سو ان سوروان باشد،زمین و اسمان راکفرمی گویی،نمی گویی؟ خداوندا!اگرروزی بشرگردی،زحال بندگانت باخبرگردی،پشیمان می شوی ازقصه ی خلقت،ازاین بودن،ازاین بضعت.. خداونداتومیدانی که انسان بودن وماندن دراین دنیا چه دشواراست،چه رنجی می کشد ان کس که انسان است وازاحساس سرشاراست.... <دکتر علی شریعتی> [ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:37 ] [ melika ]
اینجا در قلب من حد و مرزیبرای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟ بگو معنی تمرین چیست؟؟؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟ بریدن از خودم را؟؟؟ [ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:48 ] [ melika ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||